احمد مجد الاسلام كرمانى
11
سفرنامه كلات ( فارسى )
مينمايد و اين طايفه در ايران رذلترين تمام طوائف هستند و مخصوصا بايد مردمان بىسروپا و نانجيب باشند و خودشان را طورى وقيح و بىحيا جلوه ميدهند كه همه كس از آنها بترسند و بدر هر خانه كه بروند اهل آن خانه مثل مردمان مصيبت زده شيون ميكنند و فرياد ميكشند و شمع و قنديل نذر امام زادهها مينمايند كه از شر اين جانوران موذى جان مفتى بيرون ببرند و لازم نيست آن شخص را كه حكومت احضار مينمايد مقصر باشد و مرتكب جنايت و خيانتى شده باشد بلكه همينقدر براى جواب مدعى طلبى يا تحقيق مطلبى هم وجود او در دار الحكومه لازم شود همين قسم با او سلوك مينمايند و اگر چنانچه در منزل نباشد يكدسته فراش ميريزند در خانه او و همانجا مىنشينند و هرچه اسباب و اثاث خانه گيرشان بيايد برداشته گرو ميگذارند يا ميفروشند و وجهش را ببهاى شراب و كباب و ترياك و كنياك و ساير مأكولات و مشروبات ميدهند تا وقتى كه صاحب خانه مجبور شود هر جا هست بيايد يا آنكه كسى از اقوام يا دوستى از دوستان صاحب خانه بيايد و باصطلاح متعارف خودشان تعارف و قلق حضرات را ببرد و تقديم حاكم ، يا فراش را نيز بپردازد و ضمانت حضور غايب را هم بنمايد تا آنها از خانه بروند و در وقت رفتن از خانه هرچه اسباب سبك وزن بدست آنها بيايد حق صدق و ملك طلق خودشان است و همراه خود مىبرند گاهى هم كسان و بستگان صاحب خانه بيكى از علماء يا يكى از وزراء متوسل ميشوند و او در خدمت حكومت وساطت و شفاعت مينمايد آنوقت اگر پذيرفته شود مأمورى ديگر ميآيد تا آنها كه نشستهاند برخيزند ولى باز هم مأمور تازه مژدگانى ميخواهد و سابقين خدمتانه و قلقانه ميگيرند مكرر اتفاق ميافتد كه براى مرافعه ده تومان خواه ثابت باشد يا مجرد ادعا همين كه مدعى طلب بديوانخانه عارض و متظلم شد از طرف حاكم يا فراش باشى حكم باحضار مدعى عليه مىشود سهچهار نفر يا بيشتر بطلب او ميروند و تا او را بدار الحكومه